تبلیغات
یک وبلاگ شاد - قسمت یک داستان زیبایی
درباره وبلاگ

خوش اومدین به وبم امیدوارم از وبم خوشتون بیاد اگه پیشنهادی یا انتقادی داشتین ممنون میشم بهم بگین این وب چند تا قانون داره
1 -به هم توهین نکنین یا فهش ندین اگر هم دادین نظرتون پاک میشه و به همه گفته میشه که شما اومدین و توهین کردین
2- عکس هارو اگه کپی میکنین و اگه میتونین با ذکر منبع چون خیلی براشون زحمت کشیدم
3 -اگر هم من از عکسات کپی کردم لطفا برو اون پست معذرت خواهی رو بخون بعد اگه میدونستی عکس ماله خودته بگو من منبعش رو بنویسم
4 -لطفا حتما حتما حتما تو نظر سنجی ها هم شرکت کنید
ممنونم که خواندی برو بهت خوش بگذره

مدیر وبلاگ : ملیسا :
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون راجب وبم چیه











جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
یک وبلاگ شاد
وبلاگی با مطالب شاد
سه شنبه 25 تیر 1392 :: نویسنده : ملیسا :       
بیاین ادامه با  این خیلی خستم ولی براتون داستان گذاشتم وای چه روز خوبیه (ماریا جونم به خاطر این که میخواستی از اول تو داستان باشی(که بودی ولی خودت نمیدونستی) و هم چون خواهر بزرگ تر هستی اولین جمل تو داستان از قول تو بود که خوش حال بشی )

آره تازه ما میخوایم بریم یه جای خوب!

آره آمریکا کشور خوبیه

حتما خیلی خوش میگذره

آره حتما

هوهو به من که خیلی خوش میگدره به شما چه طور

آره واقعا خیلی دارم کیف میکنم

آره هوا هم خیلی خوبه

آره واسه کسانی مثل ما که خیلی خوبه

منظورت چیه؟

خب معلومه منظورش چیه!

خب منظورش چیه؟

منظورش اینه که واسه کسانی مثل ما که کلی تو یه قصر زندادنی بودن معلومه که هوا خوبه! درست گفتم آجی؟

معلومه آجی

آهان حالا فهمیدم

خب درست هم میگه!

معلومه که درست میگه

آره واقعا خیلی خوش حالم که از اون قصر اومدیم بیرون

آره اون جا خیلی به ما زور میگفتن


هی هم میگفتن این کارو بکن اون کارو بکن

البته خوب بعضی هاش رو باید میگفتن ولی همش رو نه

بچه ها بسه حالا که رفتیم دیگه بیخیالشون بشید

الان جالبه اونا جا وحشت ناک بود

راست میگه الان واسمون جالبه  اون موقع افتضاح بود


تازه غیبتشون هم کار درستی نیست

بله (همه با هم)

راستی ویکتوریا تو چرا هیچی نمیگی

راست میگه از اول ساکت نشستی

تازه روبندت رو هم درنیاوردی

هیچی چیزی نیست

چرا معلومه که هست

بگو دیگه چی شده

هیچی فقط ناراحتم چون چند تا از خواهر هامون تو قصر موندن


از دست تو همیشه یه چیزیث واسه ناراحت بودن پیدا میکنی

راست میگه الان که از اون جا اومدیم باید شاد باشیم

تازه اونا خودشون نخواستن بیان گفتن بعدا میان


ما هم ناراحت اونا هستیم ولی خب بعدا اونا میان


آره ما باید خوش حال باشیم که از اون جا رفتیم

تازه اونا بعدا میان

بچه ها بسه دیگه ابنقدر ویکتوریا رو اذیت نکنین

نه ملیسا اشکالی نداره اذیت نمیشم

اصلا بچه ها میخواین برای این که حال و هوا عوض بشه مسابقه بدیم

آره فکر خوبیه

لاروتا جنی رزالین هستین

آره

باشه

برو که رفتیم

البته خب کسانی که تو اون یکی ماشین هم هستن باید قبول کنند چون الان شما که تو ماشین من هسیت قبول کردین

قبول کردن

آره عزیزم اونور چی

الان می پرسم

باشه

سوکی امی ویکتوریا ملیسا بریم

آره چر اکه نه

بله حتما

باشه بریم

برو که رفتی

چی شد

قبول کردن

بریم تا هتل

بریم

یک دو سه برو که رفتیم

دخترا مسابقه رو شرع کردن و قرار شد تا دم هتلی مه میخواستن برن مسابقه بدن


کارت درسته  ها

 
مرسی تو هم همین جور

راستی بعدا ما هم یه موتور سواری ای بکنیم

باشه

آجی جونم خوب میرونی

ممنونم آجی

راستی بیا بعدا جک های جدید رو واست تعریف کنم

باشه منم واست جک های جدیدمو میگم

عزیزم خوبی چیزی نمیخوایی

آره عزیزم خوبم نه چیزی هم نمیخوام ممنونم تو چی

منم همین طور

باشه  عزیزم


دختر ها هم داشتن مسابقه میدادن ویراژ میدادن وپاشونو مهکم رو گاز فشار میدادن اما یهو امیلی اشتباهی پیچید و کنترل ماشینش رو از دست داد

امیلی  مراقب باش 

کنترل ماشینم رو از دست دادم

ماشینت داره میخوره به ماشینم


حالا چی کار کنم

نمیدونم

چی شده


داریم تصادف میکنیم


چی شده


کنترل ماشین رو از دست دادم داریم تصادف میکنیم



ننننننننننننننننننننننهههههههههههههههههههههههههههههه


 و ماشین مهکم خورد به ماشین ماریا و جفتشون از مسیر خارج شدن و رفتن توی کچه ی بن بست  همه ی دخترا بی هوش شدن  و ....................

خب واسه بقیش 50 تا نظر
میخوام




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 شهریور 1396 08:00 ب.ظ
My developer is trying to persuade me to move to .net from PHP.
I have always disliked the idea because of the costs.
But he's tryiong none the less. I've been using Movable-type on a number
of websites for about a year and am worried about switching to another platform.
I have heard good things about blogengine.net. Is there a way I
can import all my wordpress posts into it? Any kind of
help would be greatly appreciated!
شنبه 11 شهریور 1396 08:36 ب.ظ
I loved as much as you will receive carried out right here.
The sketch is attractive, your authored subject matter stylish.
nonetheless, you command get got an nervousness
over that you wish be delivering the following. unwell unquestionably come
more formerly again as exactly the same nearly very often inside case you shield this
increase.
یکشنبه 4 تیر 1396 10:52 ب.ظ
core از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب ابتدا آیا
نه کار کاملا با من پس از برخی از زمان.
جایی درون جملات شما موفق به
من مؤمن اما فقط برای while.

من با این حال مشکل خود را
با جهش در مفروضات و یک ممکن است را
خوب به کمک پر کسانی که معافیت.
در صورتی که شما که می توانید انجام
من می مطمئنا بود تحت تاثیر قرار داد.
چهارشنبه 26 تیر 1392 10:13 ب.ظ
خوب این جا چه خبره!
ملیسا :نمیدونم میخوایین سه تایی چت کنیم
چهارشنبه 26 تیر 1392 10:12 ب.ظ
اومدم
ملیسا :باشه خودت رو دیدی
-
پس قسمت2 کو؟!
ملیسا :عزیزم نیومد برو قسمت یک اون جا مینویسه تو مطالب برو توش قسمت دو هست برو توش
-
ملیسا په کو قسمته 2؟
ملیسا :نمیدونم
-
ولی من که قسمت دومی نمیبینم؟!
ملیسا :یعنی چی
-
بعد دیگه نمیتونم روزه بشم
ملیسا :آخی
-
ملیسا امروز دلم شدید درد گرفت رفتم دکتر یه امپولو یه سرم داد وقتی خواست سرم بزنه هی سوزنو از تو دستم در میوورد بعد میکرد تو دستم سوراخ سوراخ شدم الانم شل شدم دستمو نمیتونم تکون بدم
ملیسا :آخی طفلکی
-

ملیسا :گریه نکن
-
بذار دیگه
ملیسا :باشه
-
بذار دیگه
ملیسا :ببخشید گذاشتم
-
داستان خوبی بودقشنگ بودولی بدو بقیشو بزارررررررررررررررررررررر
ملیسا :مرسی الگه میخوایی تو هم برو ثبت نام کن
-
هوراااااااااااااااااااااا
ملیسا :مرسی
-
هوراااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااا
ملیسا :مرسی
-

ملیسا :گریه نکن تو رو خدا
-
ملیسا :گریه نکن الان میذارم راه دیگه ای ندارم
-
زود باش بذار
ملیسا :خیله خب باشه
-
ملیسا :نننننننننننهههههههههههههههه
-
اهههههههههههههههههه الان حذفش میکنننننننننننننننننننننم
ملیسا :نننننننههههههههههههههه صبر کن الان میذارم
-
منم همین طور وبمو حذف میکنم
ملیسا :نه آ|خه این چه کاریه تو رو خدا نکنین
-
ملیسا :گریه نکن
-
آره حذف میکنم په بهتره که بذاری
ملیسا :نکن تو رو خدا
-
اههههههههههههههههه ملیسا تا 10 دقیقه دیگه میام اگه داستان بود که هیچی اگه نبود وبمو حذف میکننننننننننننننننننم
ملیسا :مایکی تو کل وبتو واسه داستان من حذف میکنی دیونه شدی تو رو خدا این کارو نکن
-
داستاااااااااااااااان
ملیسا :نچ گریه گریه
-
نمیدونم دستم به کجا خورد آخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ملیسا :نوچ چی شد
-
ببین یه نفر باهات قهر باشه بهتره یا چند نفر؟!ما هم باهات قهر میکنیم ها!
ملیسا :گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریهگریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریه گریهگریه گریه گریه گریه گریه گریه
-
نمیدونم دستم به کجا خورد آخـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ملیسا :آخی چی شد
-
وبت خعلی هم قشنگه
ملیسا :مرسی ولی نیست
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30